اگر تا حالا با خودتان فکر کردهاید که چرا بعضی خانمها حتی با یک تیشرت و شلوار جین ساده هم شیک به نظر میرسند، جواب معمولاً چیزی نیست که در یک نگاه سطحی دیده شود. استایل زنانه این افراد بیشتر از آنکه به قیمت لباسهایشان مربوط باشد، به چند تصمیم کوچک و کمتر شناختهشده برمیگردد که اغلب کسی از آن حرفی نمیزند. اما جالب است بدانیم که شیک بودن علم است، آموختنیست، و بیش از آنکه به میزان هزینه مرتبط باشد، به سلیقه و توجه و رعایت برخی اصول که در ادامه به آنها میپردازیم، مربوط است.
اندازه لباس و جنس پارچه آن مهمتر از برند است
خیلی از خانمها بهجای اینکه لباس را متناسب با اندام خودشان انتخاب کنند، سایزی میخرند که “باید” به آنها بیاید. نتیجه، لباسی است که یا خیلی تنگ به تن نشسته، و یا آنقدر گشاد است که فرم و زیبایی اندام را میپوشاند و از بین میبرد. این در حالیست که خانمهای خوشاستایل و رازداری که این مقاله در حال فاش کردن رموز مخفی آنان است؛ معمولاً وقت بیشتری برای پرو کردن و بررسی فیت لباس روی شانه، کمر و طول آستینهایشان میگذارند، حتی اگر همان لباس ساده و ارزانقیمتی باشد که از یک فروشگاه معمولی خریداری کردهاند.
با این حال؛ آنها همیشه به این نکته توجه دارند که جنس پارچهای که لباس از آن دوخته شده، حتی قبل از اینکه کسی از نزدیک آن را لمس کند، در یک نگاه؛ با دوام و برای قضاوت عموم؛ خوشفرم و لوکس به نظر برسد. پارچههای چروکخورده، افتاده یا بیفرم، حتی با بهترین طرح و رنگ هم ظاهر خستهای میسازند. خانمهایی که استایل منظمی دارند، معمولاً به این نکته توجه میکنند که هر پارچه برای چه فصل و موقعیتی مناسب است، به عنوان مثال آنها کتان و پنبه را برای روزهای گرم، و پشم را برای فصلهای سرد، انتخاب میکنند تا هم راحتی و هم ظاهر را همزمان تأمین مرده باشند. بر اساس پژوهشهای منتشرشده در Journal of Consumer Psychology، انتخاب پارچه و فیت لباس بیش از رنگ و برند روی برداشت اولیه دیگران تأثیر میگذارد.

کپسول واردروب برای مراقبت از لباس و ست کردن هوشمندانه
باور رایج این است که برای شیک بودن باید رنگهای خاص یا پرزرقوبرق پوشید. اما آنچه واقعاً تفاوت ایجاد میکند، هماهنگی رنگهاست، نه تعدادشان. ترکیب رنگهای خنثی مثل مشکی، خاکستری و سفید با یک رنگ اصلی، ظاهری منظم میسازد که هم در محیط کار جواب میدهد و هم در یک مهمانی. خانمهای شیکپوش معمولاً پیش از خرید هر تکه لباس جدید، آن را در ذهن خود با چند قطعهی دیگر کمد لباسشان تطبیق میدهند تا مطمئن شوند که آن لباس به کمدشان اضافه میشود و اضافی نخواهد بود. چرا که آنها معتقدند که داشتن لباس زیاد لزوماً به معنای داشتن استایل بهتر نیست.
مفهوم کپسول واردروب که اولین بار در دهه ۸۰ میلادی توسط استایلیست سوزی فاکس مطرح شد، بر این اساس است که ۳۰ تا ۴۰ تکه لباس پایه و هماهنگ میتوانند صدها ترکیب متفاوت بسازند. اصل اساسی این است که هر تکه لباس جدید باید با حداقل سه قطعه دیگر در کمد ست شود؛ اگر این شرط برقرار نبود، خرید آن توجیه منطقی ندارد، مگر آنکه همزمان سه تکه هماهنگ با آن لباس جدید خریداری شود که حداقل یکی از آن سه تکه جدید با سه تکه قدیمی درون کمد هماهنگ باشد. این رویکرد هم هزینه را کاهش میدهد و هم هر روز صبح انتخاب لباس را سادهتر میکند.
یکی دیگر از تفاوتهای اصلی بین کسی که همیشه مرتب به نظر میرسد و کسی که در نگاه عموم چنین نیست، نحوه نگهداری از لباس است. شستن لباسهای ظریف با دست یا در دمای پایین، اتو کردن منظم پارچههای مستعد چروک، و نگهداری صحیح در کمد (آویزان کردن لباسهای سنگین بهجای تا کردن) عمر لباس را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. لباسی که سه سال است در کمد است اما درست نگهداری شده، اغلب بهتر از لباسی به نظر میرسد که شش ماه پیش خریداری شده اما بد شسته و نگهداری شده است. این نکته بهخصوص برای پارچههای طبیعی مثل ابریشم، کشمیر و کتان اهمیت بیشتری دارد.
یک قانون کلی در مورد نگهداری و شستن لباسها؛ این است که لباسها پشترو و ترجیحا با آب سرد شسته شوند، مگر آنکه دستورالعمل دیگری بر روی بچ لباس نوشته شده باشد، بهعنوان تجربه شخصی رعایت همین قانون ساده موجب شده تا برخی لیاسهای من با وجود استفاده مکرر تا سالها نو به نظر برسند و استایل و فرم خود را از دست ندهند.

امضای ناگفته استایل زنانه
یک ساعت مچی کلاسیک یا یک انگشتر ساده و مینیمال، بیشتر از آنکه خودش دیده شود، حس کلی ظاهر را بالا میبرد. نکتهای که کمتر گفته میشود این است که اکسسوری زیاد، برعکس آنچه که عموم زنان میپندارند، استایل را شلوغ و کمارزش نشان میدهد. انتخاب یک یا دو قطعهی مشخص و تکرار همانها در ستهای مختلف، تصویری یکدستتر و بهیادماندنیتر از فرد میسازد.
توجه به کفش و کیف معمولاً آخرین چیزی است که در خرید لباس به آن فکر میشود، در حالی که اولین چیزی است که دیگران متوجه آن میشوند. کفشهای تمیز و متناسب با موقعیت حتی اگر گران هم نباشند، و کیفی که با رنگ کلی ست هماهنگ باشد، میتواند یک لباس معمولی را کاملاً متفاوت نشان دهد. انتخاب کفش پاشنهبلند یا بدون پاشنه هم باید بر اساس موقعیت باشد، نه فقط سلیقه شخصی؛ کفشی که برای یک مهمانی عالی است، لزوماً برای یک روز کاری پرتردد مناسب نیست.

جمعبندی
یک بار کمد لباس خود را با این معیارها بازبینی کنید:
- کدام تکهها واقعاً اندازهتان هستند؟
- کدام رنگها با هم هماهنگ هستند؟
- کدام کفش و کیف با چند لباس مختلف جور درمیآیند؟
همین بازبینی ساده، معمولاً بیشتر از خرید چند لباس جدید در ساختن یک استایل زنانه یکدست تأثیرگذار خواهد بود.